وبلاگ جمعی (beta)



تازه ترین نوشته ها :

* جامعه اطلاعاتي و جوانان ايران
نقش آموزش در توسعه اطلاعاتي جامعه دانش مدار
چک ليست هاي جامعه اطلاعاتي ايران در حوزه جوانان
ايران و چالش هاي ورود به جامعه اطلاعاتى جهاني
راه اندازي انجمن مجازي نشست سران جامعه اطلاعاتي در سايت اورکات
اطلاعات نياز حياتي مديريت سازمان
برگزاري‌ اولين‌ كنفرانس‌ بين‌المللي‌ روابط عمومي‌ در ايران‌ و چند نكته‌...؟!


آرشيو ماهانه:
July 2006 (1)
 
May 2006 (2)
 
March 2006 (1)
 
February 2006 (2)
 
January 2006 (1)
 
December 2005 (1)
 
November 2005 (2)
 
October 2005 (3)
 
September 2005 (1)
 
August 2005 (3)
 
July 2005 (2)
 
June 2005 (2)
 
May 2005 (1)
 
April 2005 (3)
 
March 2005 (5)
 
February 2005 (7)
 
January 2005 (1)
 
December 2004 (1)
 
September 2004 (3)
 
August 2004 (2)
 
June 2004 (18)
 
May 2004 (4)
 

نوشته‌های وبلاگ: 66
نظرات : 32379

 


Online Public Relations

 

February 21, 2005

 

جامعه اطلاعاتي و جوانان ايران

 


نوشته شده توسط: فرنود حسني   تماس با نويسنده:Manager_ict@yahoo.com


 


با آغاز دهه 80 شمسي در ايران حرکت هاي ملي و بزرگي در جهت توسعه فناوري اطلاعات آغاز شد. با تاثير پذيري از روند جهاني حاکم بر فرآيند توسعه فناوري اطلاعات، تعاريف و استانداردهاي مختلفي آگاهانه يا نا آگاهانه وارد امور رسمي و غير رسمي زندگي مردم ايران شد. در اين ميان جوانان ايراني به دلايل مختلفي که خارج از حوصله اين بحث است بيش تر و سريع تر ار هر قشري در بهره برداري از اين فناوري ها پيش قدم شدند.به اين دليل که آنها بسيار سريع تر مي توانند خود را با تحولات و تغييرات وفق بدهند و اصولاً جوانان به دنبال تحول و تجربه هاي جديد هستند.


در ادامه چالش هاي موجود با توجه به سه بند زير مورد ارزيابي قرار مي گيرند:


 


1-      ديدگاه: براي تعيين اصول و استانداردهاي جهاني و بومي جامعه اطلاعاتي اشنا مي شويم.


2-      دسترسي: نياز ها و امکانات لازم براي دسترسي و کمک جوانان به توسعه جامعه اطلاعاتي را ذکر مي کنيم.


3-      کاربرد:نحوه فعاليت و تعامل جوانان در جامعه اطلاعاتي با ساير عناصر اين جامعه را مطرح مي کنيم.


 

1- ديدگاه:
الف) امروزه تاثير گذاري فناوري اطلاعات و ارتباطات در بين جوانان فراتر از هر موضوعي آنها را به توجه و فعاليت واداشته است.
ب) فناوري اطلاعات مي تواند به عنوان 1- ابزار و2- هدف زمينه توسعه اشتغال و توانمندي اقتصادي جوانان را فراهم کند.
پ) فناوري اطلاعات مي تواند به عنوان 1- ابزار و2- هدف زمينه توسعه دانش، اطلاعات و فرهنگ جوانان را فراهم کند.
ت) فناوري اطلاعات مي تواند جوانان را به فعاليت وادارد و از آنها به عنوان عناصر تاثير گذار در توسعه دانايي محور کشور استفاده کند.
ث) فناوري اطلاعات مي تواند تا حد بسياري باعث از بين رفتن شکاف هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و علمي در ميان جوانان روستايي و شهري و همچنين جوانان طبقات بالاي شهري و پايين شهري شود.
ج) فناوري اطلاعات مي تواند به عنوان ابزار و هدف در خدمت خلاقيت جوانان ايراني قرار گيرد.
چ) فناوري اطلاعات مي تواند با حذف فواصل زماني و مکاني باعث توسعه ارتباطات و تعامل اطلاعاتي جوانان ايراني با جوانان ساير کشور هاي دنيا شود و همچنين به کاهش شکاف ديجيتالي ايران که از بيشترين ترکيب سني جوان برخوردار است با کشورهاي توسعه يافته کمک کند.
ح) فناوري اطلاعات مي تواند سد بزرگي در برابر روند فزاينده فرار مغزهاي خلاق جوانان ايراني شود.
خ)فناوري اطلاعات مي تواند به رشد و بالندگي شخصيت در جوانان کمک کند و آنها را براي زندگي بهتر آماده سازد. تجربه حضور در جوامع شبکه اي فرصتي مناسب خواهد بود تا جوانان مراودات اجتماعي و تعاملات فکري و انديشه اي را در بستري مجازي آزمايش کنند و از اين تجربه در زندگي واقعي خود بهره ببرند.
د) فناوري اطلاعات مي تواند باعث بالا رفتن درک اجتماعي، اخلاقي، بهداشتي، ديني ، سياسي و قانوني در بين جوانان شود و درجه همکاري آنها را در دستيابي به يک جامعه اطلاعاتي سالم و مبتني بر اصول و دموکراسي بالا ببرد و زمينه کاهش جرم و جنايت را در کلان کشور فراهم کند.
ذ) هزينه کردن در زمينه فناوري اطلاعات براي جوانان سرمايه گذاري براي آينده جامعه است.
با توجه به توانمندي هاي ذکر شده براي دانش فناوري اطلاعات در تسريع دسترسي به استانداردهاي جامعه اطلاعاتي در حال حاضر کشور به خصوص جامعه جوان با عدم توزيع برابر در به اشتراک گذاري عناصر سخت افزاري و نرم افزاري و همچنين دسترسي به اطلاعات مواجه است. از اين رو مهمترين اصل در هويت دهي به جوان در جامعه اطلاعاتي ايران تهيه، توسعه، توزيع مناسب سرويس هاي ملي فناوري اطلاعات مي باشد.
سرويس هاي ملي شامل چه مواردي است و در اختيار چه ارگانهايي قرار دارد.؟
سرويس هاي ملي در حوزه فناوري اطلاعات و جامعه اطلاعاتي به خدماتي اطلاق مي شود که زمينه دسترسي و ايجاد فرصت براي تمامي جوانان در جهت استفاده از منابع مالي، علمي ، آموزشي و... را فراهم مي کند که شامل موارد زير است:
1- فرصتهاي استفاده از آموزش هاي فناوري اطلاعات
2- فرصت اسفاده از فناوري اطلاعات براي اموزش و تحصيل
3- فرصت دسترسي به زيرساختهاي فناوري اطلاعات
4- فرصتهاي استفاده از فناوري اطلاعات براي اشتغال و کسب در آمد
5- فرصت و امکان دسترسي به اطلاعات عمومي، تخصصي، علمية سياسي و قانوني

براي شناسايي ارگان هايي که اين گونه سرويس ها را در اختيار دارند بايد بررسي هاي لازم صورت گيرد و پس از آن رتبه بندي اين سازمان ها بر اساس ميزان دخيل بودن و در راس امر بودن تعيين و شرايط همکاري دو طرفه سازمان ها نيز مشخص گردد تا تسهيلات و امکانات به بهترين نحو در اختيار جوانان قرار گيرد.
براي اين منور مي توان دستورالعمل هاي لازم براي نظارت بر توزيع برابر فرصتها تعيين گردد و با مطالعه شاخص هايي مانند شهري و روستايي، جنسيت، تحصيلات، شرايط مالي زمينه براي تقويت گروههاي ضعيف در استفاده از فناوري اطلاعات فراهم گردد.

تنوع مضامين
تعداد بسيار از جوانان ايراني، تنوع بالاي شرايط زندگي اقتصادي و اجتماعي روحيه تنوع طلب، تفاوت علاقه مندي ها و عوامل مختلف ديگر مي طلبد تا در توليد اطلاعات عمومي و اختصاصي حداکثر تنوع در مضامين و محتوا رعايت شود تا بالاترين درصد پوشش اطلاعاتي در جامعه صورت پذيرد.

Posted by farnood.hasani at 08:15 AM | Comments (20)

February 14, 2005

 

نقش آموزش در توسعه اطلاعاتي جامعه دانش مدار


نوشته شده توسط: فرنود حسني          ايميل:Manager_ict@yahoo.com


امروزه پيچيدگي عوامل و شاخصهاي موثر در توسعه به حدي است که کارشناسان در تعيين يک الگوي مشخص براي بررسي توسعه در يک جامعه عاجزند از اين رو با تلفيق عوامل گوناگوني چون آموزش، اقتصاد، بهداشت و... به مفهوم گسترده و واحدي موسوم به توسعه پايدار رسيده اند. در اين بين تاثير و نقش شاخصهاي آموزشي در توسعه پايدار بسيار مهم و اساسي است. به همين دليل وقتي از توسعه اطلاعاتي سخن به ميان مي ايد دامنه گسترده اي از فرايند هاي پيچيده آموزشي در ذهن متبادر خواهد شد. توجه به توسعه اطلاعاتي و پرداختن به آن از منظر تکنولوژيک مي تواند راهگشاي بسياري از موانع و مشکلات آموزشي در توسعه پايدار باشد.

عصر حاضر با سيطره و انقلاب ابزارهاي اطلاعاتي و ارتباطي امکانات فراواني در راه تسهيل روند توسعه اطلاعاتي به خود مي بيند؛ که بدون شک ماحصل کاربرد علمي و صحيح از آنها دستيابي به توسعه پايدار خواهد بود.پديده فناوري اطلاعات و ارتباطات(ICT ) با توجه به گستردگي قابليتها و امکانات بالقوه اي که دارد شرايط و بستر هاي مناسبي را درجهت کاربردي شدن تکنولوژي در تمام شئون زندگي بشر فراهم کرده است. بهره گيري مناسب از اين پديده جهاني کليه مراحل توليد، پردازش، طبقه بندي و انتقال اطلاعات را در کوتا هترين زمان ممکن ميسر مي سازد. اغراق نيست اگر ادعا کنيم که امروزه سلامت اقتصادي ملتها با سطح مهارتهاي ايشان در فناوري اطلاعات و ارتباطات سنجيده مي شود و در اين ميان نقش و جايگاه امر اموزش و توسعه مهارت هاي علمي و عملي بدون ترديد بسيار مهم و اثر گذار در روند توسعه اطلاعاتي خواهد بود. در اين مجال ديدگاه موجود در مورد آموزش شامل کليه فرآيند هاي تبادلي داده ها و اطلاعات در حجم و اشکال مختلف و با هر وسيله قابل انتقال مي باشد.به عبارت بهتر به مسئله آموزش به دور از جز نگري پرداخته شده است و مفهوم عام آن که مبتني بر داد و ستد اطلاعاتي در بسترهاي مختلف انتقال است خواهد شد.
وقتي سخن از توسعه اطلاعاتي به ميان مي آيد جايگاه ونقش تاثير گذار اطلاعات در روند حرکتي جامعه براي بهبود سيستم هاي توليد تا توزيع اطلاعات به خوبي احساس خواهد شد. در مباحث توسعه اطلاعاتي مديريت نظام يافته بر روند توليد داده، پردازش داده و توزيع اطلاعات صورت مي پذيرد و با اين ديدگاه جايگاه و حق شهروندي براي زندگي در جامعه اطلاعاتي آزاد تعريف پذير مي شود . در اينگونه جوامع که تعريف و نگاه معيني برموضوع هدايت اطلاعات و رشد اطلاعاتي جامعه وجود دارد تقسيم بندي و مرز بندي هاي متعارف از بين مي روند و ابزارهاي تکنولوژيک در خدمت توسعه اطلاعاتي چنان فعاليت مي کنند که همه شهروندان جامعه قادر باشند در نظام هايي معين و شفاف نسبت به انتخاب و کاربري اطلاعاتي مورد نظر خود اقدام کنند.
گام اساسي در راه توسعه مناسب و به روز اطلاعاتي در يک جامعه دانش مدار هماهنگي و نياز سنجي دقيق براي تعيين اولويت ها و کمبودهاي مورد نياز در ساختار جامعه دانش محور است.
اگر بخواهيم کارکرد توسعه اطلاعاتي را به صورت شماتيک در يک جامعه دانايي محور مورد تحليل و توجه قرار دهيم بايستي به دو شاخص کمي و کيفي در توسعه اطلاعاتي بپردازيم در واقع توسعه اطلاعاتي وقتي مي تواند بستر هاي مناسب براي ايجاد يک جامعه دانش محور را فراهم کند که از نظر اطلاعاتي هم به رشد طولي جامعه کمک کند و هم در رشد عرضي جامعه موثر باشد.
به عبارت ديگر و قتي از شاخص هاي کمي در يک جامعه دانش محور صحبت مي کنيم توجه اصلي معطوف به رشد طولي جامعه اطلاعاتي مي باشد که اين آموزش هاي مي تواند شامل گسترش گروههاي سني تحت آموزش، گسترش حجم توليد اطلاعات، گسترش و تنوع درابزارها و علوم مورد آموزش و... باشد.
هنگامي هم که از شاخص هاي کيفي در توسعه اطلاعاتي يک جامعه دانش محور سخن به ميان مي آوريم کارکرد مورد انتظار از اين شاخص ها کمک به افزايش رشد عرضي در جامعه دانش مدار خواهد بود. از شاخص هاي آموزشي اين بخش مي توان به بالا رفتن سطح علمي، دقيق تر شدن امکانات و ابزارهاي آموزشي، تخصصي تر شدن علوم آموزشي و... اشاره کرد.
مهمترين تاثير و کارکرد چنين سيستم هايي که براي توسعه اطلاعاتي طراحي و تعريف مي شوند در گام اول بازخورد مثبتي است که عايد خود اين سيستم ها مي شود به اين صورت که هر گاه در فرآيند هاي آموزشي با هدف توسعه اطلاعاتي جامعه اطلاعات با نظم سيستماتيک و بوسيله ابزارهاي تکنولوژيک با سرعت و دقت بالا در اختيار کاربر وافعي خود قرار مي گيرد در واقع سطح اطلاعاتي يکي از عناصر پذيرنده اطلاعات را در سيستم بالا مي برد و به او امکان را مي دهد تا در سطح جديدي که اختيار کرده نقش منتقل کننده اطلاعات را نيز بازي کند. ايجاد اين چرخه در سيستم توسعه اطلاعاتي مي تواند هدايت دروني سيستم را نيز به عهده بگيرد و با سرعت و دقت بيشتري موجب بهينه سازي روند آموزش شود. اين مسئله با توجه به تاثير و نقش عوامل اقتصادي در توسعه آموزش و اطلاعات در جوامع مايل به سوي دانش محور شدن مي توان موثر باشد زيرا از حداکثر پتانسيل اطلاعاتي موجود در جامعه در اين سيستم استفاده خواهد شد و نياز به تکرار ها و باز آموزي ها کاهش پيدا خواهد کرد.
در سيستم هاي مديريت يافته توسعه اطلاعاتي به دليل کارکرد و نقش با اهميت آموزش، هميشه از نيروهاي فعال در زمينه آموزش در خود سيستم استفاده مي شود و خروج و ايستايي نيروهاي آموزشي در جوامع دانش مدار ديگر لزوم و نقشي نخواهد داشت. زيرا نگاه موجود به آموزشگر و ابزار آموزش يک نگاه سيستمي و به روز شده است يعني به صورت مداوم و زنجير وار مابين پذيرنده هاي اطلاعات و انتقال دهنده هاي اطلاعات تبادل صورت مي پزيرد و هيچ يک از ارکان يک جامعه دانش محور به علت قرار گرفتن در پروسه هاي آموزشي با هدف توسعه اطلاعاتي به شرايط خروج از جامعه (فرار مغز ها) و يا ايستايي آموزشي و يا از همه بدتر ايستايي فکري نخواهد رسيد


Posted by farnood.hasani at 03:39 PM | Comments (8)

February 12, 2005

 

چک ليست هاي جامعه اطلاعاتي ايران در حوزه جوانان

نوشته شده توسط: فرنود حسني      تماس با نويسنده:Manager_ict@yahoo.com  


روند رو به رشد ابزارهاي ارتباطي و بستر هاي اطلاعاتي شرايط جهاني را به سمت و سويي پيش مي برد که ديگر هيچ کشوري را تاب ايستادگي و مقاومت در برابر موج عظيم يکپارچه سازي اطلاعات در ابعاد جهاني نيست کشور ما نيز با قرار گرفتن در يک دوران بسيار حساس گذار  از جامعه اطلاعاتي سنتي به جامعه اطلاعاتي مدرن در تلاش است تا به انحا مختلف خود را همگام و همپاي ساختار ها و استانداردهاي جهاني پيش ببرد حوزه جوانان به دليل اهميت زياد و نقش اساسي در شکل دهي و توسعه جامعه اطلاعاتي نياز به توجه و تعمق و کار بيشتري دارد از اين رو فعالان امر بايد با دقت و توجه بيشتري نسبت به شناخت ضرورتها و نياز هاي اين قشر از جامعه بپردازند.


در ادامه سعي مي شود تا چالش ها ي جامعه اطلاعاتي در حوزه جوانان در قالب سوالاتي ارائه شود تا ديد بهتري نسبت به حوزه عملکرد و فعاليت حاصل گردد. بدیهي است پاسخگويي به سوالات زير وقتي مي تواند به برنامه ريزي هاي موثري ختم شود که باديدگاه علمي و بومي توام باشد.

1- تعريف جوان در ابعاد کمي و کيفي چيست؟
2- تعريف جامعه اطلاعاتي چيست؟
3- جايگاه و نقش جوان در جامعه اطلاعاتي ايران چيست؟
4- وضعيت فعلي جوانان ايراني در ابعاد کمي و کيفي چگونه است و تا چه حد با تعاريف ارائه شده در تعارض هستند؟
5- وضعيت فعلي جامعه اطلاعاتي ايران چگونه است و تا چه حد با تعاريف مطلوب فاصله داريم؟
6- چه انتظاري از جوان در جامعه اطلاعاتي داريم؟ آيا جوان بايد بهره بردار از جامعه اطلاعاتي باشد يا بهره ده؟
7- تا چه زماني مي توان در جامعه اطلاعاتي جوان را دانش خواه نگه داشت؟ و از چه زماني مي تواند دانش ساز شود؟
8- دانش در جامعه اطلاعاتي چه تعريفي دارد؟
9- جوانان در جامعه اطلاعاتي در چه شرايطي به چه سطحي از دانش نياز دارند؟
10- چالش هاي اساسي در زمينه دانش چيست و راه حل آنها کدام است؟
a) چگونگي توليد دانش
b) چگونگي توزيه دانش
c) سرعت توزيع
d) ابزار توزيع
e) کيفيت توزيع
f) سطح توزيع
g) کميت توزيع
h) ....
11- چه دانشي، چگونه، توسط چه کسي يا چه سازماني تهيه، استاندارد سازي، توليد، توزيع و مديريت شود؟
a) چه دانشي براي جوانان در جامعه اطلاعاتي لازم است؟
b) هر سطحي از دانش براي چه سطحي از جوانان لازم و مطلوب است؟
c) هر سطحي از دانش به چه ابزارهايي براي توزيع نياز دارند؟
d) ....

12- جامعه اطلاعاتي ايران از نظر ساخت فيزيکي زير ساختار در چه شرايطي قرار دارد؟
13- استاندارد جهاني چيست؟
14- جوانان تا چه حدي و با چه شرايطي به امکانات زير ساختي دسترسي دارند؟
15- چند درصد جوانان رايانه شخي دارند؟
16- چند در صد مدارس و دانشگاههاي کشور مجهز به امکانات فناوري اطلاعات هستند؟
17- سطح و شرايط دسترسي دانش آموزان و دانشجويان به امکانات فناوري اطلاعات در مدرسه و دانشگاه چگونه است؟
18- چند در صد جوانان به اينترنت دسترسي دارند؟
19- سهم جوانان از پهناي باندي که در کشور فراهم است چقدر است؟
20- چه تعداد سايت ايراني توسط جوانان طراحي و مديريت مي شود؟
21- چه تعداد وبلاگ توسط جوانان مديريت مي شود؟
22- مسير دانش جويي جوانان بيشتر در چه حوزه هايي مي باشد؟
23- اينترنت به عنوان يک ابر رسانه و يک زير ساخت اطلاعاتي در ميان جوانان از چه جايگاهي برخوردار است؟
24- نقش اينترنت در حوزه اطلاع رساني عمومي براي جوانان چيست؟
25- نقش اينترنت در حوزه آموزش جوانان چيست؟
26- نقش اينترنت در حوزه اقتصادي براي جوانان چيست؟
27- نقش اينترنت در حوزه فرهنگ براي جوانان چيست؟
28- دولت در زمينه توسعه و تقويت سازمان هاي غير دولتي حوزه فناوري اطلاعات چه تمهيداتي را انديشيده است؟
29- وضعيت و مشکلات ناشي از پديده شکاف ديجيتالي ما بين جوانان شهري و روستايي چگونه است؟
30- ايا تعيين نقطه تعادل براي کنترل شتاب در جامعه اطلاعاتي در سطح شهرها براي رسيدن روستاها به سطح مطلوب ضروري است؟
31- چه شاخصي بايد معيار بررسي و برنامه ريزي وضعيت فناوري اطلاعات در حوزه جوانان قرار گيرد؟
a) سن جوانان
b) موقعيت جغرافيايي
c) سطح درآمد خانوده ها و قدرت اقتصادي
d) تحصيلات کلاسيک و آکادميک
e) دانش تجربي جامعه جوان
f) ....
32 -تعيين اولويت هاي آموزشي
a) براي آموزش فناوري اطلاعات به جوانان چه برنامه هايي بايد داشت؟
b) چه استفاده اي از فناوري اطلاعات در آموزش ساير علوم به جوانان مي توان کرد؟
33 نقش و کارکردهاي فناوري اطلاعات در توسعه سواد عمومي و سواد تکنولوژيک جوانان تعيين گردد؟
34 جايگاه پژوهش در فناوري اطلاعات تعيين و راهکارهاي عملي مشخص شود؟
35 توسعه دانشگاههاي مجازي صورت پذيرد
36 ايجاد زمينه هاي فرهنگي لازم در جوانان براي استفاده بهينه از فناوري اطلاعات

Posted by farnood.hasani at 09:09 AM | Comments (14)

February 09, 2005

 

ايران و چالش هاي ورود به جامعه اطلاعاتى جهاني

به بهانه تشکيل و آغاز فعاليت کارگروه جوانان کميسيون ملي WSIS
* فرنود حسني   Manager_ict@yahoo.com


بحث جامعه اطلاعاتى که امروزه کانون توجه بسياري از کارشناسان شده است به عنوان مبنا و استانداري جامع مي تواند سرچشمه تعاملات و تحولات فراواني در پيکره جوامع سنتي باشد از همين رو در بيان شاخص ها و ويژگي هاي آن نمي توان  از جزئيات آغاز کرد چرا که در  تعاريف جامعه اطلاعاتي با ابزارها و رويکردهاي فراواني مواجه هستيم از جمله اين ويژگى ها  مى‌توان به وابستگى رشد اقتصادى جوامع  به تحولات فنى و علمي در عرصه اطلاعات و بازسازى صنعت با بهره گيري از فناورى اطلاعات اشاره کرد. با اين ديدگاه مي توان برداشت کرد که پيچيدگي و تعامل بالاي عناصر دخيل در اين امر به حدي است که قائل شدن مرز تاثير براي هر يک از آنها مي تواند بسياري از محاسبات و بررسي هاي را به هم ريزد.
بنابراين براي رسيدن به يک تعريف و ديدگاه روشن و اصولي از جامعه اطلاعاتي در گام اول بايد کليه عناصر و عوامل  موثر در اين فرايند جهاني را شناسايي و تعريف کرد. جهاني از آن جهت که به دليل گسترش روزافزون کاربري فناوري اطلاعات کشورها ناگزير از تاثيرپذيري و تاثيرگذاري هستند و به همين دليل حذف استانداردهاي جهاني در تعيين چهارچوب ها ملي در واقع به بيراهه رفتن است.

تقابل دو شعار جامعه جهاني و جامعه اطلاعاتي بستري را فراهم مي آورد تا زمينه براي ايجاد يک راهبرد گسترده تر و جهان شمول تر با عنوان جامعه اطلاعاتي جهاني بوجود آيد جامعه اي که در آن کليه فرآيندهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، علمي و... بر يکديگر تاثير گذاشته و از هم تاثير مي پذيرند. از اين رو در بررسي چالش هاي اساسي جامعه اطلاعاتي نمي توان از چالش هاي زيربنايي جامعه جهاني که در شعار جهاني شدن جلوه کرده صرف نظر کرد. حاصل اينچنين پيچيدگي ها و در هم تنيدگي هايي نفوذ غير قابل باور فناوري اطلاعات در همه روابط و فعاليت ها و فرايندهايي است که در بحث جهاني شدن انسان و جوامع بشري را تحت تاثير قرار داده است.جايگزينى يا استفاده از فناورى‌هاى ارتباطى و اطلاعاتي به عنوان ابزارهاى اقتصادى، اطلاعات به جاى ماشين هايى که از ابزارهاى اقتصادى ، صنعتى‌اند و مطرح شدن بخش هاى مربوط به توليد و توزيع فناورى‌ها و خدمات اطلاعاتى به عنوان بخش اصلى صنعت از ديگر ويژگى‌هاى جامعه اطلاعاتى به شمار مى‌رود.

در جامعه اطلاعاتي نيروي اطلاعات به عنوان گرانمايه ترين سرمايه جوامع به شمار مي رود و براي بهره برداري از آن برنامه ريزي هاي کلاني صورت مي گيرد. با توجه به تنوع معيار ها و شاخص ها در سنجش جامعه اطلاعاتي ورود به جامعه اطلاعاتى را مى‌توانيم با معيارهاى مختلف بسنجيم و اين خود نشان دهنده چند وجه بودن جامعه اطلاعاتى است .

معيارهاى تکنولوژى، اقتصادى، فرهنگى، شغلى و سياسى شاخص هاى کمى و کيفى هستند که ورود به جامعه اطلاعاتى را از جنبه هاي مختلف تعريف مى‌کنند.

با اين توضيح مي توان براي تعريف جامعه اطلاعاتي يک استاندارد و قالب کلي را مطرح کرد با اين مضمون که جامعه اي را مي توان جامعه اطلاعاتي ناميد که از نظر سطوح مختلف شاخص هاي ذکر شده در بالا به حد مطلوبي رسيده باشد و بر اساس يک جريان منظم و برنامه ريزي شده کليه ابزارها و زيرساختهاي فناوري اطلاعات را براي توليد اطلاعاتي به کار ببرد که امور برنامه ريزي و اجراي شاخص هاي فوق را بتواند در جهت مثبت تحت تاثير قرار دهد با اين توجيه تمامي بخش هاي درگير با تکنولوژى، اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، سياست و... به عنوان کارخانه هاي مصرف کننده و توليد کننده اطلاعات تبديل مي شوند و از انجايي که تراوايي، به اشتراک گذاري و تبادل اطلاعات از جمله اصول استاندار جامعه اطلاعاتي محسوب مي شود جوامع، سازمان ها، ارگان ها و کليه اجزا سيستم جهاني اطلاعات که در جامعه اطلاعاتي جهاني به فعاليت مي پردازند از اطلاعات مورد نياز بهره مند مي شوند و اطلاعات خود را براي استفاده ديگران در اختيار آنها قرار مي دهند.

يکي از معيار هاي مشخص براي تعيين استانداردهاي جامعه اطلاعاتي و يا حداقل رسيدن به اين استانداردها بالا رفتن تعداد کارهاي تخصصي و اطلاعات محور و کاسته شدن از کارهاي تکراري و غير اطلاعاتي مردم است به اين معني که افراد در يک جامعه اطلاعاتي بايد بتوانند با استفاده از فناوري اطلاعات کارهاي معمولي و دستي را حذف و بر عهده سيستم هاي نرم افزاري و سخت افزاري بگذارند با اين شرايط مي توان گفت هنگامى يک کشور وارد جامعه اطلاعاتى مىشود که مشاغل مبتنى بر اطلاعات ، توليد و توزيع آن روز به روز گسترش يابد. و همچنين مشاغل اطلاعات محور و کارمندان بتوانند با تخصص خود از اين اطلاعات بهترين استفاده را ببرند.

جامعه اطلاعاتي در بعد فرهنگي نيز ساختار جوامع بشري را تحت تاثير قرار مي دهد و به نوعي در خدمت نشر و گسترش فرهنگ ها در مي ايد تقابل و تعامل فرهنگ ها در بستر جوامع شبکه اي مي رود تا يک قالب و اصلوب فرهنگي خاصي را به عنوان فرهنگ زندگي و فعاليت در جامعه اطلاعاتي پديد آورد. بدون شک همه اين اتفاقات حاصل تعاطي انديشه ها و افکار هزاران انساني است که با زبان ها و مليت ها و قوميت هاي خاص خود در اين ورطه به فعاليت مشغولند و هر يک با سعي بر ايجاد ارتباط فرهنگي با ساير فعالان جامعه اطلاعاتي دانسته و ندانسته نقشي در شکل دهي به قاموس فرهنگي جامعه اطلاعاتي داشته اند جامعه اطلاعاتى در محاصره امواج و پيام هاى ارتباطى و اطلاعاتى فراواني است و اين نشان دهنده اين است که جامعه اطلاعاتى يک پديده واقعى و در شرف گسترش است که کسى نمى تواند آن را انکار کند و چون پذيرش از پايين به بالا داشته به خصوص در کشور ما بي شک جنبه و جذبه تبديل شدن به فرهنگ را نيز دارد.

چالش هاي جهاني

سالها پيش در مقابل مشکلات فقر اقتصادي کشورهاي جهان سوم چند کشور توسعه يافته اقدام به کمک هاي مالي مي کردند اما امروزه حتي آنها نيز مسير اين کمک ها را تغيير داده اند و سعي دارند با آموزش و اطلاع رساني به جوامع در حال توسعه آنها را براي دست يابي به توسعه ياري دهند.گذشته از اهداف خاصي که در پي چنين کمک هايي معمولا از سوي کشورهاي توسعه يافته دنيال مي شود بايد تغيير نگرش آنها را در فرايند هاي کمک رساني مورد توجه قرار داد چرا که آنها نيز به اين باور رسيده اند براي توسعه پايدار و هميشگي در سطح جهان ناگزير از داشتن ارتباط سيستميک با ساير عناصر جامعه جهاني هستند.چالش اساسي که امروزه جامعه جهاني با آن روبروست عدم تعادل کمي و کيفي در ورود و دستيابي همه جوامع به استانداردهاي لازم براي جامعه اطلاعاتي است. اين مسئله باعث ايجاد پديده اي تحت عنوان شکاف ديجيتالي شده است. شکاف ديجيتالي به عنوان يکي از معضلات سيستم جهاني جامعه اطلاعاتي باعث کندي تعاملات اطلاعاتي در اين سطح مي شود و رشد و پيشرفت را به تاخير مي اندازد. براي خارج شدن از ورطه شکاف ديجيتالي که کشورهاي جهان سوم با آن مواجه هستند

راهکارها
با توجه به اهميتي که کشورهاي جهان براي موضوع اطلاعات قائل هستند امروزه يک نهضت و حرکت جهاني براي برون رفت از بن بست اطلاعاتي حاصل از شکاف ديجيتالي شکل گرفته است که کشورهاي جهان سوم که از رتبه نازلي در جدول شاخص هاي توسعه فناوري اطلاعات برخوردارند بايد با توجه جدي خود را در اين روند قرار دهند براي قرار گرفتن در اين جريان بايد تمرين و تلاش خود را درسطح ملي براي همگانى شدن اطلاعات متمرکز کنيم به گونه اي که با تغيير ذائقه اطلاعاتي مردم جامعه زيرساخت فرهنگي و تکنولوژيکي آنها را نسبت به فرايندهاي توليد اطلاعات و تهيه اطلاعات تغيير دهيم. نمود تضاد دروني جامعه ما در عدم يکنواختي نشر و دسترسي اطلاعات در فاصله بسيار روستاها و شهرهاي کشور جلوه گر شده است و براي اينکه بتوانيم با فرهنگ جهاني جامعه اطلاعاتي همگام شويم بايد آموزه هاي عمومي و اطلاعاتي را براي رسيدن به حد مطلوبي از سواد گسترش دهيم چراکه توسعه سواد عمومي و اطلاعاتي مي تواند به عنوان يک سرمايه گذاري زيرساختي در حوزه جامعه اطلاعاتي به شمار رود تا از اين طريق فرايندهاي آتي که مهمترين آن ايجاد تحول فرهنگي با توجه به چهارچوب هاي جامعه اطلاعاتي است ممکن و تسهيل گردد خلاصه اينکه توسعه سواد عمومي و اطلاعاتي مي تواند درجه پذيرش فرهنگ را در شهروندان جامعه اطلاعاتي بالا ببرد.

هر چه يک جامعه از جنبه گسترش شاخص هاى جامعه اطلاعاتى ، توسعه يافته تر باشد، امکان دسترسى همگانى به اطلاعات هم بيشتر مىشود، اگر جامعه اى در آستانه ورود به عصر جهانى شدن باشد و خود را آماده و مستعد ورود به جامعه جهانى کند، هر روز بيشتر به سمت همگانى شدن اطلاعات پيش خواهد رفت. پس از ايجاد آمادگي فرهنگي در جامعه و بستر سازي لازم براي همگاني شدن اطلاعات مي توان گام در مراحل بعدي گذاشت و هر يک از بخش هاي جامعه را در ورطه تخصصي اش با چالش هاي جامعه اطلاعاتي مواجه ساخت به عنوان مثال توسعه اقتصادي، اجتماعي، سياسي، خدمات خصوصي و دولتي و...با قرار گرفتن در بستر دموکراسي اطلاعاتي – ديجيتالي با هدف توزيع عادلانه اطلاعات مي تواند شکل و حرکت اصولي تر و عام تري بيابد.

ايجاد فرصت هاي برابر در دسترسي به اطلاعات اقتصادي، سياسي ، علمي ، قانوني ، خدماتي مي تواند زمينه توسعه دموکراسي در ابعاد ملي و بين المللي را فراهم کند. با رسيدن به اين نقطه مي تواند شعار جامعه اطلاعاتى را که دسترسى همگانى به اطلاعاتى است که براى مردم و توسعه و رفاه عمومى لازم است محقق کند.

Posted by farnood.hasani at 09:38 AM | Comments (300)

February 07, 2005

 

راه اندازي انجمن مجازي نشست سران جامعه اطلاعاتي در سايت اورکات


به اطلاع خوانندگان وبلاگ و علاقه مندان به مباحث نشست سران جامعه اطلاعاتي مي رساند انجمن مجازي کارگروه جوانان در سايت اورکات راه اندازي شده است. براي عضويت در اين انجمن اينجا  کليک کنيد. در اين انجمن مي کوشيم ضمن ايجاد يک تعامل کاري با وبلاگ بستري را براي تعاطي انديشه ها و افکار فعالان در حوزه فناوري اطلاعات با رويکردي ملي و جوان بينانه فراهم نماييم.

Posted by farnood.hasani at 05:26 PM | Comments (414)

February 05, 2005

 

اطلاعات نياز حياتي مديريت سازمان

نوشته شده توسط: فرنود حسني           تماس :manager_ict@yahoo.com    تاريخ ارسال 17 بهمن 1383


در حدود سه دهه پيش يعني درست زماني که سازمان ها و مديران عصر صنعتي را تجربه مي کردند استفاده کمي و کيفي از اطلاعات امري مهجور و دور از توجه بود. غالب برنامه ها و فعاليت هاي سازمان ها بر مبناي نيروي انساني و ماشين طراحي و انجام مي شد و اين دو ، مقياس هاي سنجش توانمندي هاي يک سازمان محسوب مي شدند. اما در چند سال اخير سازمان ها با گذر از عصر ارتباطات در ورود به عصر اطلاعات شاهد تحولات چشمگيري در عرصه مديريت بودند. بنابر اين شاخص هاي سنتي رقابت در بازار به خصوص در سطح جهاني ديگر قابل اتکا نبودند در اين شرايط بود که مسئله برخود مناسب با اطلاعات دروني و بيروني سازمان مورد توجه مديران قرار گرفت و به مرور نظام هايي براي ايجاد جرياني پيوسته در جهت توليد به هنگام و مناسب اطلاعات، پردازش فني اطلاعات و توزيع دقيق و متناسب با نياز آن شکل گرفت. توسعه چنين نظام هايي نقش بسيار مهمي در ارتقا سطح کيفي کار مديران به خصوص در تصميم گيري هاي اجرايي و برنامه ريزي داشت. با اين ديدگاه بود که از آن پس اطلاعات به عنوان جزيي ا سرمايه سازمان ها به حساب آمد و بهره گيري مناسب و بهينه از آن به عنوان يک عنصر ارزش افزا مورد توجه جدي قرار گرفت.


همين امر تاثير متقابلي بر توسعه جايگاه مديرت نيز داشت چرا که ابزارهاي مناسبي براي تسهيل روند مديريت با هدف ايجاد تمرکز بيشتر بر رسالتهاي اصلي سازمان فراهم کرد.


پايان عصر صنعتي و ورود به عصر ارتباطات و پس از آن عصر اطلاعات که با خلق مفاهيم جديدي همچون دهکده جهاني همراه بود مديران را با رويکردهاي تازه اي مواجه ساخت که آنها را مجبور مي کرد نگرش ها و ديدگاههاي خود را با ابعاد گسترده جهاني هماهنگ سازند و به دنبال راهکارهاي تازه اي براي موفقيت در رقابت هاي پيچيده تر باشند اين تحولات سرچشمه گرايش مديران به اطلاعات و پي ريزي و توسعه سيستم هاي اطلاعاتي جهت پالايش داده هاي خام و استخراج اطلاعات بود که امروزه به نياز حياتي برا مديريت سازمان تبديل شده اند.

عوامل ايجاد تحول در کسب و کار سازمان ها
همانطور که پيش تر ذکر شد گذار از عصر صنعتي و ورود به عصر ارتباطات نتايج جالب توجه و عميقي در سازمان ها برجاي گذاشت. سازمان ها و بنگاههاي اقتصادي به دليل دورنماندن از فرآيندهاي رقابتي از جمله جايگاههايي هستند که هميشه در پروسه هاي گذار بيشترين يا بهتر بگوييم اولين تاثيرات را مي پذيرند و خود را با تغييرات هماهنگ مي سازند. کارشناسان سه دليل عمده براي تحولات اخير در سازمان هاي امروزي قائل هستند.

1)پديده جهاني شدن به خصوص از منظر اقتصادي
2) تغيير فرهنگ اقتصاد جهاني از اقتصاد صنعتي به اقتصاد خدماتي دانش محور
3) پديده فناوري اطلاعات

در تمام اين موارد نقش اطلاعات به عنوان عامل اصلي يا يکي از شاخص هاي مهم تحول، غير قابل چشم پوشي است.
1) جهاني شدن
شايد هيچ تعبير و اصطلاحي به زيبايي عبارت دهکده جهاني نتواند مفهوم جهاني شدن را بيان نمايد اما نکته اي که بيش از هر چيز توجه ما را به سوي خود جلب مي کند توسعه چشمگير جهاني شدن در ساختارها و نظام هاي اقتصادي کشورهاي مختلف دنياست. بهينه سازي و رفع معضلات اقتصاد صنعتي با استفاده از ارزش و جايگاهي که اطلاعات در سازمان ها و بنگاههاي اقتصادي يافته بود زمينه مساعدي را براي توسعه کمي و کيفي خدمات فراهم آورد و باعث توسعه روند تعاملات سازمان با سازمان و سازمان با مشتري شد. پديده جهاني شدن موجب شده است که سطح نگرش مديران سازمان ها به مسئله بازار در ابعاد جهاني گسترش يابد و به همين علت رقابت سازمان هاي محلي به سطح جهاني کشيده شود و اصولاً سيستم ها و نظام هاي نويني در فرايند تقاضا و عرضه کالا شکل گيرد.

2) اقتصاد دانش محور
همگام با پديده جهاني شدن اقتصاد، افزايش توليد کننده ها و بالا رفتن ميزان رقابت براي به دست آوردن مشتريان بيشتر همچنين توسعه نظام هاي استاندارد و کيفيت در سطح جهان اکثرسازمان هاي همکار يا به عبارت بهتر رقيب از نظر کميت و کيفيت توليد به سطح مطلوب مشتري رسيدند. اما آنها همچنان تمايل به توسعه و در اختيار گرفتن سهم بيشتري از بازار داشتند لذا شروع به ايجاد يک نگرش جديد در برنامه اي کلان اقتصادي خود کردند و توجه خود را معطوف به توسعه اقتصادي سازمان بر اساس بسترهاي اطلاعاتي و نظام هاي دانش مدار کردند. به همين دليل بود که به يکباره جايگاه مشتري در نزد سازمان ها تغيير کرد و انها سعي کردند با استفاده از گسترش اطلاع رساني و خدمات خود را به شعار مشتري مداري نزديک سازند. البته فراموش نکنيد اين نگرش شکل نمي گرفت و دست کم دوام نمي يافت مگر اينکه سازمان ها نسبت به ساختار منابع انساني و مديريتي خود نيز درون نگري و بازمهندسي لازم را مي کردند تا خود را با چهارچوب ها و استانداردهاي لازم منطبق سازند.

3) فناوري اطلاعات
توسعه و حرکت بر پايه اقتصاد دانش محور امکان پذير نبود مگر اينکه به مرور امکانات و ملزومات مورد نياز براي آن فراهم شود ارتباط و تعامل فراواني که اقتصاد دانش محور با مسئله اطلاعات روزآمد و فناوريهاي الکترونيکي مختلف پيدا کرده غير قابل انکار است. شايد به جزات بتوان گفت اين دو در سازمان ها سرمايه گذاري در زمينه فناوري ارتباطي و اطلاعاتي است از سوي ديگر مي بينيم که رشد همه جانبه فناوري اطلاعات تا چه حد در بهبود کيفيت و سرعت خدمات رساني به مشتريان موثر بوده است. به عنوان مثال افزايش استفاده از کارتهاي اعتباري به جاي پول نقد، امکان خريد و فروش هاي الکترونيکي زمينه خوبي را براي سازمان ها به وجود آورده تا از اين طريق سرويس هاي بهتر و پيشرفته تري را به مشتريان ارائه دهند.

از بعد ديگر فناوري اطلاعات تاثير فراواني در تسهيل فرآيند مديريت بر جاي گذاشته است به گونه اي که با در اختيار گذاشتن ابزارهاي توليد، پردازش و توزيع اطلاعات به مديران در سطوح مختلف اين امکان را داده است که با دقت و دانش بيشتري بتوانند بر جريان حرکت اطلاعات در سازمان خود نظارت داشته باشند و مديريت سنجيده تر و فني تري بر آن بنمايند

Posted by farnood.hasani at 06:21 PM | Comments (268)

February 01, 2005

 

برگزاري‌ اولين‌ كنفرانس‌ بين‌المللي‌ روابط عمومي‌ در ايران‌ و چند نكته‌...؟!

* سيدشهاب‌ سيدمحسني‌

بدون‌ ترديد برگزاري‌ اولين‌ كنفرانس‌ بين‌المللي‌ روابط عمومي‌ در ايران‌ نقطه‌ عطفي‌ در تاريخ ‌اين‌ حرفه‌، فن‌ و هنر و جامعه‌ روابط عمومي‌ در ايران‌ محسوب‌ مي‌شود كه‌ براي‌ نخستين‌ بار زمينه‌ و بستر طرح‌ مباحث‌ جهاني‌ اين‌ علم‌ از سوي‌ صاحب‌ نظران‌ خارجي‌ و داخلي‌ اين‌ رشته‌ در 6 و 7 بهمن‌ماه‌ سال‌ جاري‌ (83) در سالن‌ همايش‌هاي‌ بين‌المللي‌ صدا و سيما در تهران‌ فراهم‌ شد و طي‌ دو روزمقالات‌ متنوعي‌ از سوي‌ اساتيد ارائه‌ گرديد .
ولي‌ نكته‌ قابل‌ تأمل‌ و تعمق‌ در اين‌ ميان‌ آن‌ است‌ كه‌عليرغم‌ تمامي‌ تلاش‌هاي‌ درخور تحسين‌ صورت‌ گرفته‌ براي‌ برپايي‌ اين‌ كنفرانس‌ از سوي‌ دست‌اندركاران‌ محدود آن‌ كه‌ عمدتا از سوي‌ موسسه‌ كارگزار روابط عمومي‌ صورت‌ گرفت ‌مي‌توانست‌ كنفرانس‌ مذكور را از سطح‌ كمي‌ و كيفي‌ بهتري‌ برخوردار گردد و از اين‌ فرصت‌ ورويداد علمي‌ كه‌ جاذبه‌هاي‌ زيادي‌ را براي‌ مخاطبان‌ كه‌ عمدتا مديران‌ و كارشناسان‌ روابط عمومي‌در ايران‌ مي‌باشند بهره‌برداري‌ مناسب‌تري‌ را به‌ عمل‌ آورد.

استقبال‌ خوب‌ دست‌اندركاران‌روابط عمومي‌ها در استان‌ها و در كنار آن‌ استقبال‌ نه‌ چندان‌ مناسب‌ از سوي‌ خانواده‌ روابط عمومي‌در تهران‌ گوياي‌ اين‌ واقعيت‌ بود كه‌ دست‌اندركاران‌ اين‌ كنفرانس‌ به‌ نحو شايسته‌ و بايسته‌ نتوانسته‌بودند مشاركت‌ و همراهي‌ بسياري‌ از كارشناسان‌، صاحب‌نظران‌ و بويژه‌ متوليان‌ امر روابط عمومي‌و انجمن‌ها و موسسات‌ تخصصي‌ در اين‌ حرفه‌ را به‌ نحو شايسته‌اي‌ فراهم‌ آورند و به‌ نظر مي‌رسيد اين‌ مغاير شعار كنفرانس‌ يعني‌ جمعي‌ فكركردن‌، به‌ جمع‌فكركردن‌ و با جمع‌ فكر كردن‌ بود.

آيا به‌راستي‌ كنفرانسي‌ كه‌ براي‌ اولين‌ بار در اين‌ سطح‌ مي‌خواهد برگزار شود نبايد داراي‌ يك‌ كميته‌ علمي‌و كارشناسي‌ در كنار ساير كميته‌هاي‌ تبليغات‌، نمايشگاه‌، پشتيباني‌ و تشريفات‌... باشد؟ آيا برگزاري‌چنين‌ كنفرانسي‌ نيازي‌ به‌ رئيس‌ كنفرانس‌ نداشت‌؟ آيا جاي‌ خالي‌ متوليان‌ امر روابط عمومي‌ در كشور (وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌ و شوراي‌ اطلاع‌رساني‌ دولت‌) حداقل‌ در مراسم‌ افتتاحيه‌ و اختتاميه ‌قابل‌ تأمل‌ نبود؟ و...
هرچند كه‌ شايد دست‌ اندركاران‌ پرتلاش‌ و محدود اين‌ كنفرانس‌ اعتقاد داشتند كه‌ مورد همراهي‌ و حمايت‌ قرار نگرفته‌اند ولي‌ عدم‌ حضور و مشاركت‌ كارشناسان‌ صاحب‌نظر در اين‌ حوزه ‌نيز گوياي‌ عدم‌ اعتقاد به‌ جمعي‌ فكركردن‌ براي‌ برگزاري‌ هرچه‌ بهتر اين‌ كنفرانس‌ بود.
طرح‌ مباحث‌پيش‌پا افتاده‌ و غيرضرور مالي‌ از سوي‌ دبير كنفرانس‌ در مراسم‌ افتتاحيه‌ كه‌ باعث‌ تعجب‌ بسياري‌ ازشركت‌كنندگان‌ شد و تعريف‌ و تمجيد از تك‌تك‌ دست‌اندركاران‌ همايش‌ در مراسم‌ اختتاميه‌ كه‌حوصله‌ حضار را بسر برد و فراهم‌ نشدن‌ زمينه‌ پرسش‌ و پاسخ‌ بين‌ سخنرانان‌ و شركت‌كنندگان‌ ازديگر نكات‌ قابل‌ تعمق‌ در اين‌ كنفرانس‌ دو روزه‌ به‌ شمار مي‌رفت‌.
عدم‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ اختصاص‌حداقل‌ يك‌ غرفه‌ كتب‌ و نشريات‌ داخلي‌ و خارجي‌ روابط عمومي‌ و ارتباطات‌ در حاشيه‌ كنفرانس‌ به‌جاي‌ نمايشگاهي‌ كه‌ عمدتا به‌ فعاليت‌ شركت‌هاي‌ تبليغاتي‌ اختصاص‌ يافته‌ بود از ديگر مسايلي‌ بود كه‌مي‌توانست‌ براي‌ شركت‌كنندگان‌ رضايت‌ بيشتري‌ را فراهم‌ كند.

در عين‌ حال‌ بايد به‌ اين‌ امر اذعان‌داشت‌ كه‌ گشايش‌ همايش‌ با پيام‌ رياست‌ محترم‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، سخنراني‌ رئيس‌ سازمان‌صدا و سيما و حضور دكتر معتمدنژاد پدر علوم‌ ارتباطات‌ ايران‌ برغناي‌ اين‌ كنفرانس‌ افزود.
ولي‌ حرف‌ پاياني‌ و اعتقاد بر آن‌ است‌ كه‌ با برگزاري‌ اين‌ كنفرانس‌ كار بزرگي‌ در عرصه‌ روابط عمومي‌ صورت‌ گرفت‌ ولي‌ مي‌توانست‌ با مشاركت‌ و همراهي‌ كه‌ يكي‌ از اصول‌ اساسي‌ روابط عمومي‌است‌ از اين‌ فرصت‌ طلايي‌ استفاده‌ بهتري‌ به‌ عمل‌ آورد و بر سطح‌ كمي‌ و كيفي‌ اين‌ كنفرانس‌ افزود واز برخي‌ نقاط ضعف‌ نه‌ چندان‌ زياد آن‌ كاست‌. چرا كه‌ شايد دومين‌ كنفرانس‌ بين‌المللي‌ روابط عمومي‌ با چنين‌ شور و استقبال‌ و فرصتي‌ همراه‌ نباشد، مگر...!

Posted by s.mohseni at 03:02 PM | Comments (535)