November 02, 2005
از عجایب روزگار
امروز جلسۀ پرسش و پاسخ با حضور یکی از اعضای محترم هیأت دولت، برگزار شد.افراد زیادی مشکلات خود را مطرح کردند و کلیۀ مسایل و مشکلات در کمال آرامش توجیه و تحلیل گردید. در این جلسه از سوی عضو محترم هیأت دولت به شعارهای اصلی دولت مبنی بر عدالت گستری و مهرورزی اشاره شد.
توضیح آنکه: واژه "شعار" از ریشه شَعَرَ به معنی سخن بی اصل و اساس و مبتنی بر احساس است و بدیهی است انچه که بر پایه شعار است، ضمانت اجرایی ندارد!
با توجه به اینکه مشاوران و بزرگان عالی رتبه ای که در کنار مسؤولان ذیربط حضور دارند همه جوانب را با دقت تمام و موشکافانه مورد تحلیل و ارزیابی قرار می دهند بعید به نظر می رسد، که ذکر واژه " شعار " در کنار عبارات زیبا و رؤیایی بدون هدف و اتفاقی باشد.
حال اگر ملت با شنیدن شعار توقع تحقق آن را دارد، که دیگه کسی مقصر نیست!!!
Posted by a.hekmat at
11:53 PM
|
Comments (308)
ورود به فضای روابط عمومی
حدو د یک هفته است که وارد فضای روابط عمومی شده ام. اگر چه در مورد روابط عمومی مطالعات نسبتآ زیادی داشتم اما فضای روابط عمومی در کتابها با دنیای واقعی ان بسیار تفاوت داشت.
نکته جالب توجه کمبود امکانات اولیه و کم توجهی به فراهم نمودن شرایط مناسب کاری برای کارکنان است. اکثر همکاران در حالی که خود را با شرایط موجود وفق داده اند با حداقل امکانات برای تحلیل پرسشنامه ها و نظر سنجی های گرداوری شده در همایشها و مناسبتها تلاش می کنند.هرچند که الودگیهای صوتی موجود در فضای کاری هر از گاهی رشته افکار انها را از هم میپاشاند.
تلفن و نمابر دو ابزار ابتدایی و پیش پاافتاده که در هر اداره و مجموعه کاری یافت می شود، از بدو ورود اینجانب دچار اشکال شده است!
البته از حق نباید گذشت که بودن در بین همکاران خون گرم و صمیمی انسان را در مقابله با کمبودها و نواقص مقاوم می کند.
Posted by a.hekmat at
12:20 AM
|
Comments (274)
October 08, 2005
جامعه اطلاعاتي و الزامات گذار از اقتصاد سنتي به اقتصاد شبکه اي
نوشته شده توسط: فرنود حسني تاريخ ارسال: 16 مهر1384
هميشه در اولين و شايد ساده ترين برداشتي که از جامعه اطلاعاتي دارم رسيدن جامعه به يک چهارچوب و نظام دموکراتيک و عادلانه در جريان توليد، فراوري و پردازش و در نهايت توزيع اطلاعات است که معتقدم اين چهارچوب بايد براي همه بخشهاي اجتماعي، فرهنگي، آموزشي، اقتصادي و... پياده سازي شود. در چند روز گذشته بارها و بارها از طريق رسانه هاي مختلف در جريان تغيير و تحولات مهمي که در بورس (که در درنياي امروز به عنوان يکي مهمترين شريان هاي اقتصادي در هر کشوري از آن ياد مي شود) قرار گرفته ام مي بينم و لمس مي کنم چه تعداد از هموطنانم که به اصطلاح مديران اقتصادي کشور سرمايه دار خرد ناميده مي شوند بخش اعظمي از سرمايه و پس از انداز خود را در جريان فعل و انفعالات چند ماه گذشته بورس از دست داده اند مردمي که يا با نيت ايجاد حرکت و جنبش در چرخ اقتصاد مملکت و يا نيت کسب در آمد وارد اين کار و زار شده اند اکنون تا 80 در صد سرمايه خود را از دست رفته مي بينند و در اين ميان پاسخگويي هم نمي يابند. سوال هاي بسياري در ذهن نقش مي بندد که چه کساني و از چه طرقي اين بلا را بر سر بورس تازه جان گرفته و مردم آوردند مردمي که حالا حتي نمي توانند سهامشان را با ضرر بفروشند.
جامعه اطلاعاتي و الزامات گذار از اقتصاد سنتي به اقتصاد شبکه اي
نوشته شده توسط: فرنود حسني تاريخ ارسال: 16 مهر1384
هميشه در اولين و شايد ساده ترين برداشتي که از جامعه اطلاعاتي دارم رسيدن جامعه به يک چهارچوب و نظام دموکراتيک و عادلانه در جريان توليد، فراوري و پردازش و در نهايت توزيع اطلاعات است که معتقدم اين چهارچوب بايد براي همه بخشهاي اجتماعي، فرهنگي، آموزشي، اقتصادي و... پياده سازي شود. در چند روز گذشته بارها و بارها از طريق رسانه هاي مختلف در جريان تغيير و تحولات مهمي که در بورس (که در درنياي امروز به عنوان يکي مهمترين شريان هاي اقتصادي در هر کشوري از آن ياد مي شود) قرار گرفته ام مي بينم و لمس مي کنم چه تعداد از هموطنانم که به اصطلاح مديران اقتصادي کشور سرمايه دار خرد ناميده مي شوند بخش اعظمي از سرمايه و پس از انداز خود را در جريان فعل و انفعالات چند ماه گذشته بورس از دست داده اند مردمي که يا با نيت ايجاد حرکت و جنبش در چرخ اقتصاد مملکت و يا نيت کسب در آمد وارد اين کار و زار شده اند اکنون تا 80 در صد سرمايه خود را از دست رفته مي بينند و در اين ميان پاسخگويي هم نمي يابند. سوال هاي بسياري در ذهن نقش مي بندد که چه کساني و از چه طرقي اين بلا را بر سر بورس تازه جان گرفته و مردم آوردند مردمي که حالا حتي نمي توانند سهامشان را با ضرر بفروشند.
قصد ندارم اين مسئله را از رويکر اقتصادي بشکافم اما مي دانم و مطمئنم که جلب اعتماد دوباره اين مردم براي مشارکت و سرمايه گذاري مجدد در بورس کاري بسيار سخت خواهد بود. ضعف هاي موجود در ساختار بورس، سيستم ناکارآمد کارگزاري هايي که بيش تر از مردم به فکر مشتريان خاص خود هستند و از همه مهمتر اطلاعات غير شفاف و زيرزميني برخي باعث شده است که طعم بورس فقط به مذاق عده اي خاص خوش بيايد.
بورس در حدود 11 ماه است که از يک سير نزولي قابل توجه برخوردار است و در اين ميان هيچ کس حاضر نيست از ضرر اقتصادي که در اين مدت متوجه کشور شده سخن به ميان آورد از پول هايي که در اين مدت از بورس خارج شده و به سوي بازار دبي سرازير شده است تا فقط ظرف همين 11 ماه سرمايه گذاري ايرانيان در دبي از 200ميليارد دلار به 300 ميليارد دلار افزايش پيدا کند.
دوستان، اساتيد، بزرگان، مديران، اقتصاد دانان، سياستمداران!!!!!!! چه اتفاقي افتاده است؟چه خبر است؟مشکل کجاست؟
حتما مي دانيد که باز ظرف همين 11 ماه گذشته سيستم هاي کسب و کار شبکه اي در کشور چه رشدي داشته اند. بازاريابي شبکه اي به بحث روز اکثر جوانان تبديل شده است و بسياري از دانشجويان و فارغ التحصيلان را ناچار به فعاليت در خود کرده است گفتم ناچار دليل آن را هم خواهم گفت.
برخي از شرکت هايي که در گوشه و کنار دنيا به فعاليتي اينچنيني مشغول هستند و دايره فعاليت هاي خود را به ايران نيز گسترده اند ظرف اين مدت به شدت توسط مقامات قضايي کشور مورد توجه و پي گيري قرار گرفته اند و فعاليت آنها بارها و بار ها از طريق صدا و سيما و روزنامه ها مورد بررسي قرار گرفته و زير سوال رفته است.
مهمترين اتهام اين شرکت ها فعاليت بر عليه اقتصاد کشور و خارج ساختن ارز از ايران مي باشد. خارج ار بحث هاي تکنيکي بازاريابي شبکه اي وقتي در مقام مقايسه سرمايه گذاري مردم در بورس و سيستم هاي شبکه اي بر مي آييم نکات قابل توجهي از تقابل دو روش سنتي و نوين فعاليت اقتصادي بر مي خوريم.
بورس ايران مانند اکثر بخش هاي اقتصادي کشور با روش ها و سيستم هاي سنتي مديريت مي شود و مديريت حاکم بر آن هم مديريتي سنتي و کهنه مي باشد عدم مديريت مناسب و شفافيت در اطلاع رساني و توزيع عادلانه اطلاعات که به اعتقاد من گام اول در حرکت به سوي جامعه اطلاعاتي است نه تنها زمينه جذب سرمايه را پيش نمي آورد بلکه بزرگترين عامل فرار سرمايه و افزايش نقدينگي و ديگر تبعات منفي اقتصادي براي کشور است. در بورس سرمايه گذار خرد هيچ گاه تاثير گذار نيست و فقط تاثير پذير است و از همه بدتر اين که ناچار از اعتماد به سيستم کارگزاري هاست سيستمي که به اعتقاد من به هيچ وجه از شفافيت و سرعت لازم برخوردار نيست و نيازمند بازنگري اساسي است.
در اقتصاد به هر دارايي نقدي و غير نقدي سرمايه اطلاق مي شود ولي بورس و کارگزاري هاي آن ظرف يک سال گذشته خواسته و ناخواسته سرمايه هاي اندک موجود در بازار را طرد کردند. حتي برخي از کارگزاري ها براي دريافت پذيرش خريد سقف 1ميليون توماني را تعيين مي کنند.
اينجا بود که شرکت هاي فعال در عرصه بازاريابي شبکه اي که بخش بزرگي از فعاليت هاي آنها تحقيق و مطالعه در مورد سيستم هاي اقتصادي و بازارهاي هدف مي باشد با بررسي وضعيت ايران بهترين محل را براي جذب سرمايه ايران دانستند. اين شرکت ها با پشتوانه چندين متخصص در علوم مديريت، اقتصاد، بازرگاني، روانشناسي و... بهترين راه حل را براي سيطره بر سرمايه هاي سرگردان و نقدينگي بالاي جامعه گزينش مي کنند به عنوان مثال در ايران بيشتر فروش سکه هاي طلا از طريق اين شرکت ها ترويج و تبليغ مي شود چرا؟ بافت جوان جمعيت ايران، تعداد بالاي بي کاران و تحصيلکردههاي بي کار، خصلت هاي فرهنگي و مشکلات اقتصادي کشور به آنها در گزينش اين کالا کمک زيادي کرده است در حالي که کالاي مورد تبليغ براي کشورهاي ديگري مردم آن از سطح معيشتي بهتري برخوردار هستند فروش تايم شيرينگ هتل مي باشد. به خوبي در مي يابيم که پشت اين فعاليت هاي اقتصادي مطالعات زيادي انجام شده است.
اين شرکت ها افراد را که با حداقل موجودي بين 60 تا 500 دلار هستند بوسيله نزديک ترين دوستان يا اقوام و با بهترين سيستم بازاريابي، يعني بازايابي چهره به چهره جذب مي کنند و در اين معامله حداکثر اعتماد بين خريدار و فروشنده وجود خواهد داشت اين قوي ترين نوع سيستم بازاريابي است.
مهمترين نکته اي که در سيستم هاي تجارت شبکه اي در مقابل سيستم سنتي بورس وجود دارد تعدد راه حل هاي کسب و کار و بمباران اطلاعاتي مشتري با هدف رسيدن وي به حداکثر کيفيت آموزشي در کار است. در مقابل سيستم حاکم بر بورس مملو است از اطلاعات سوخته، غير قابل اعتماد، شايعات و حتي دروغ و غير واقعي بدون هيچ سيستم صحيح آموزشي و فرهنگ سازي، در اين شرايط هر انسان عاقلي براي يک فعاليت اقتصادي وقتي در مقابل دو راه مختلف قرار مي گيرد که در يکي از ابتداي حرکت تمام ميزان درآمدهاي او روشن است و حتي با تلاش بيشتر درآمد بالاتري عايدش مي شود و انتهاي راه نيز به او اعلام مي شود و در ديگري از همان ابتدا بايد يک چشم را به دهان مسئولان اقتصادي بدوزد و چشم ديگر را به آسمان ترجيح مي دهد راه اول را انتخاب کند.
در اين مجال قصذ تخريب و تاييد هيچ کدام از موارد ذکر شده وجود نداشت فقط به دنبال اين بودم تا براي برخي مسولان اين نکته را يادآوري کنم که در شرايطي که کشور در حال تجربه دوران گذار از عصر صنعتي به عصر اطلاعات و ارتباطات است و کشور با رويکردهاي جديدي همچون جهاني شدت، تجارت جهاني، جامعه اطلاعاتي و فناوري اطلاعات مواجه است حذف مردم از جريان مديريت کشور و يا حذف اطلاعات از جريان زندگي مردم امري غير ممکن است.
رسيدن به چهارچوب هاي عملي جامعه اطلاعاتي جز در سايه شفاف سازي عملکرد هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و... توسط مسئولان ممکن نيست و در اين بين کشور در تمام ابعاد نيازمند بازنگري و مهندسي مجدد فرآيندهاي اقتصادي است تا بتواند در برابر تحولات متنوع و سريع عصر اطلاعات و اقتصاد مبتني بر شبکه دوام آورد.
به اعتقاد من راه توفيق در اقتصاد مقابله با روش ها و ابزارهاي مبتني بر فناوري نيست و اعتقاد دارم که اقتصاد ايران اگر به جلوه اصلي خود بازگردد و صحيح مديريت شود مي تواند تمام روش ها و حملاتي که از سوي دولت هاي چين با ضربه زدن به اقتصاد تولي، امارات(دبي) با جذب سرمايه و شرکت هاي شبکه اي با خروج سرمايه خنثي سازد و در خود هضم کند.
Posted by farnood.hasani at
02:09 PM
|
Comments (66)
January 27, 2005
روابط عمومی ، اینبار موضوع بحث گفتگوی ویژه خبر شبکه دو (قسمت اول)
به صورت اتفاقی نظرم به گفتگوی ویژه شبکه دوم جلب شد که موضوع بحث روابط عمومی بود! جالب اینکه این بخش خبری بیشترین ارتباط و البته شاید بیشترین مشکل را برای تهیه برنامه های خود با روابط عمومی ها دارد ، ولی این بار خود روابط عمومی موضوع بحث بود.
دکتر محسنیان راد (استاد و محقق ارتباطات) ، دکتر ريچارد لينينگ (رييس كنفدراسيون اروپايي روابط عمومي) و آقای باقریان میهمان برنامه بودند.
یک لحظه تصمیم گرفتم که مطالب مطرح شده را بنویسم. اینکه بعد از مدت ها دکتر محسنیان راد در مورد روابط عمومی سخن می گفتند و حتی سوال های مجری برنامه که نشان می داد تجربه ارتباط با روابط عمومی ها حداقل این نتیجه را داشته که مشکلات روابط عمومی را به خوبی بشناسند! ارزش این گفتگوی زنده را برای ثبت کردن دو چندان می کرد.
********
کمی از گفتگو را از دست داده ام اما به موقع رسیده ام ؛ دکتر محسنیان راد در شروع سخنان خود به سراغ اصل مطلب می روند ، فکر کنم با همان جملات اول ایشان دیگر نیازی به ادامه بحث نبود!
دکتر محسنیان راد :" روابط عمومی در سازمانی می تواند فعالیت درست داشته باشد که آن سازمان از -"سازمان" هم در سطح ملی و هم در سطح خرد سازمانها - نظام باز برخوردار باشد. اگر نظام باز نباشد تنها اسم روابط عمومی می ماند.
نکته عجیب در مورد روابط عمومی ما این بوده که در سال 1351 در بسته ترین سیستم سازمانی - یعنی وزارت نفت - روابط عمومی شکل گرفته است ! سازمانی که به گفته مدیر روابط عمومی اش نماینده حافظ منافع ایران نیز یک انگلیسی بوده است. در سطح ملی نیز ما با سازمان بسته ای مواجه هستیم که در یک روز 1000 روزنامه را توقیف می کند و دستور می دهد فقط یک روزنامه منتشر شود .
با این وضعیت طبیعی است که روابط عمومی پوستر چسبان ، تشریفات و یا حتی تبلیغات شخصی برای مدیر سازمان شود.
روابط عمومی فراتر از ارتباطات است . روابط عمومی دانش نیست ، بلکه حرفه ای است که باید از دانش های متعددی نظیر ارتباطات ، مدیریت ، روانشناسی اجتماعی ، جامعه شناسی و ... برخوردار باشد. روابط عمومی در این کنفرانس فرصت پیدا کرد که بگوید این نیست ، که الان هست !"
در ادامه گفتگو آقای باقریان با این سوال مواجه می شود که دغدغه های مدیران روابط عمومی چیست؟ [زیرنویس معرفی آقای باقریان هم به اشتباه ایشان را دکتر باقریان معرفی می کند. اینکه می گویند ارزش جایگاه کارشناس حرفه ای هنوز برای ما جا نیفتاده ، اینجا مشخص می شود !]
آقای باقریان هم به درستی جواب می دهند که این موضوع در کنفرانس بحث نشده ، ولی پاسخ می دهند:
" این دغدغه ها در چند بخش قابل ذکر هستند: اول اینکه هنوز جایگاه واقعی روابط عمومی در سازمان ها هنوز وجود ندارد. حتی سازمان متولی روابط عمومی در کشور روابط عمومی را در حوزه مدیریتی وزیر ادغام کرده !
دکتر حیدری مجری برنامه در اینجا خاطره خود را از چارت یک وزارتخانه در آلمان را یادآور می شود که مدیر روابط عمومی پس از وزیر قرار دارد! فکر کنم مدیران روابط عمومی از این نکته خیلی خوشحال شدند.
آقای باقریان در ادامه هم کمبود نیروی متخصص و مشکلات ساختاری را عنوان می کنند و در انتها هم فکر کنم همه فارغ التحصیلان روابط عمومی را آزرده خاطر می کنند . چون معتقدند فارغ التحصیل روابط عمومی حتی بلد نیستند یک گزارش بنویسند [ ؟!! ]
در ادامه دکتر لینینگ به این سوال سخت مجری باید جواب بدهد که با وجود مشکل تاریخی کشور ما برای تجربه نظام دموکراتیک که مسولان پاسخگو نیستند ، روابط عمومی ها شرح وظایف ندارند ، حتی کلمه public relations را درست ترجمه نکرده ایم و ... با همه این مشکلات چگونه روابط عمومی نقش مهندسی افکار عمومی را انجام دهد. یعنی افراد وفادار به سازمان را وفادارتر ، افراد بی تفاوت را وفادار و افراد مخالف را حتی موافق کند؟
ترجمه سخنان دکتر لینینگ کمی مبهم است و مترجم از اصطلاح نامناسب "روابط عمومی چی " هم استفاده می کند .
پاسخ دکتر لینینگ: " این مشکل در کل جهان وجود دارد. ما باید بپذیریم که باید درها را باز کنیم و اولین کار این است که سازمان مزایای ارتباط برقرار کردن را بداند. چالش کارگزار روابط عمومی [نه روابط عمومی چی !]اسن است که محاسن ارتباطات سازمان را نشان بدهیم.
باید اطلاعات متفاوت را برای گروهای متفاوت مخاطب تهیه کرد و متخصص ارتباطات درک نادرست افکار عمومی را به شکل صحیح تغییر دهد.
گویا نوبت پرسش از دکتر محسنیان راد است و منتظر پاسخ جالبی هستم. مجری از این می پرسد که دلیلش چیست که هم اکنون روابط عمومی در خدمت شخص مدیر است و حتی وظیفه اش این است که او را از چشم رسانه ها پنهان کند مگر زمانی که گزارش موفقیت آمیزی دارند؟ از طرفی فعالیت روابط عمومی ها محدود به کار رسانه ای شده و مدیریت ارتباطات سازمانی ، انعکاس نظرات مشتریان به مدیران و از طرف دیگر فراهم ساختن زمینه اجرای استراتژی های سازمانی را فراموش کرده اند. چرا؟!
دکتر پاسخ می دهند : " مشکل چیزی بیشتر از این است. ما هم اکنون به آزادی اطلاعات که چیزی بیشتر از آزادی بیان است مواجه هستیم. ما یک عصر عقب هستیم ! اینکه جایگاه روابط عمومی کجاست بستگی به این دارد که جایگاه رضایت مردم کجاست . وقتی رضایت مردم مهم نباشد روابط عمومی که نقش درستی را ایفا نکرده هم تشویق می شود.
روابط عمومی در آمریکا برای اولین بار با تاخیر 70 ساله نسبت به صنعت تبلیغات شکل گرفت . آن هم موقعی که آزادی رسانه ها وجود داشت و صنایع تحت فشار بودند و بنیانگذار روابط عمومی با این ایده که باید با مردم صادق بود موفقیت به دست آورد."
پاسخ دکتر محسنیان راد حاوی نکته جالبی هم بود ؛ استاد با صراحت تعریف مجری برنامه از روابط عمومی به مهندسی افکار عمومی را مربوط به چهل سال پیش می داند و عنوان می کنند که این بی احترامی به افکار عمومی است که بخواهیم آن را بسازیم و تاکید می کنند که باید با افکار عمومی صادق باشیم.
ایشان باز هم تاکید کردند که در نظام اداری که انحصار هست ، روابط عمومی همان تبلیغات چی می شود . به مدیران روابط عمومی هم نباید اعتراض کرد . آب باید باشد که ماهی باشد !
دکتر محسنیان راد در ادامه به متغیرهایی که برای گذراندن این مشکلات لازم است اشاره کردند:
" اول باید که رشته اختصاصی روابط عمومی بازگشایی و تقویت شد.
دوم اینکه در نظام مدیریتی ما باید باور عمومی نسبت به روابط عمومی داشته باشیم. ما نظام پر انحصاری داریم و روابط عمومی ها به ناچار مجبور شدند ، چنین باشند که هستند."
ایشان افزود:" نگرانی ما در عرصه ارتباطات این است که تحولات جهانی سبب خواهد شد نظام های بسته به ناچار باز شوند و اگر ما آماده نشویم برای زندگی در نظام باز ، دچار سختی های فراوانی خواهیم شد. باید بدانیم که وضعیت بسته ماندگار نخواهد بود."
ادامه گفتگو را در اولین فرصت در همین جا بخوانید...
Posted by Ali Mazinani at
01:37 AM
|
Comments (783)
|
TrackBack
December 01, 2004
نقدي بر فراخوان دوازدهمين جشنواره روابط عموميهاي كشور

اداره كل تبليغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با هدف معرفي الگوهاي موفق و ايجاد رقابت و تبادل تجربيات بين روابط عمومي سازمانها و دستگاههاي اجرايي نسبت به انتشار فراخوان دوازدهمينجشنواره روابط عموميهاي كشور اقدام كرده است كه از برخي جهات قابل تأمل و تعمق است و به نظرميرسد برخي مفاد گنجانيده شده در آن از كار كارشناسي مناسبي بهرهمند نگرديده است.
لحاظ شدنبخشي جديد تحت عنوان برنامه جامع روابط عمومي كه در مقررات مربوط به آن آمده است:
برنامه جامعشامل مأموريت و رسالت سازمان و مجموعه كارهاي برنامهاي مشتمل بر اهداف، ضرورتها، تعييناولويتها، رئوس برنامهها، نحوه اجرا، بودجهبندي و زمان بندي ميباشد كه نزديكي و شباهت بسياري بابخش كار برنامهاي دارد و يك كار موازي به نظر ميرسد.
در بخش فنون روابط عمومي نيز رشته تبليغات و اطلاعرساني در يك قالب قرار گرفته و به دو بخشتبليغات رسانهاي و امور نمايشگاهي تقسيمبندي شده كه در بخش تبليغات رسانهاي تيزر و آگهيمطبوعاتي در كنار بيلبورد و تراكت و... ديده شده در حالي كه هيچگونه ارتباط منطقي رسانهاي بينفعاليتهاي مذكور وجود ندارد و نميتوان بيلبورد و تراكت را در رديف فعاليتهاي رسانهاي منظور كرد.همچنين رشته مهم ارتباطات رسانهاي در اين فراخوان بسيار محدود ديده شده و در شرح آن آمده استمجموعه فعاليتهاي رسانهاي در ارتباط با يك رويداد از پيشبيني آن، فرصتها و تهديدها مد نظر ميباشدبه عنوان نمونه تمام اخبار، جوابيه، گزارش، مصاحبه، نشست مطبوعاتي و... كه در حيطه اطلاعرساني وتنوير افكار عمومي در مواجه با يك اتفاق يا رويداد اجرا نموده است.
به عبارتي ديگر در اين فراخوان رشتهارتباطات رسانهاي فقط به يك رويداد و ارسال كارهاي مربوط به آن ختم شده است در حالي كه هر كدام ازفعاليتهاي رسانهاي شامل خبر، گزارش، مقاله، مصاحبه، تحليل، تفسير، سفرهاي مطبوعاتي و... با رويكردرسانههاي مختلفي چون صدا و سيما، خبرگزاريها، مطبوعات، نشريات تخصصي و... گسترهاي وسيع ومهم براي روابط عموميها در بخش اطلاعرساني محسوب ميشود.
در بخشي ديگر از اين فراخوان مديريت بحران از فعاليتهاي مديريتي در روابط عمومي جدا ديده شدهاست در حالي كه يكي از وظايف مديريت نوين آشنايي و نحوه برخورد منطقي براي جلوگيري از ايجادبحران قبل از وقوع آن در سازمانها ميباشد.
همچنين طراحي فرم براي رشتههاي مختلف جهت شركت در جشنواره اگرچه رويكرد هدايت وراهنمايي براي ارسالكنندگان آثار دارد ولي از طرفي شركتكنندگان در جشنواره را با محدوديت ايجادشده در قالب فرم روبه ميكند كه گاهٹ برخي از فرمها نيز از جامعيت لازم برخوردار نيستند. براي مثال درفرم رشته ارتباطات رسانهاي فنون مقاله و تحليل و تفسير كه نگاه تحليلي به مباحث اطلاعرساني دارد درهيچ بخشي از فرمها ديده نشده است يا در فرم برنامههاي راديو و تلويزيوني فقط فنون، مصاحبه و ميزگردديده شده است در حالي كه گزارشهاي راديو و تلويزيوني و برنامههاي تحليل و تفسير خبري از اهميت وجامعيت بيشتري در صدا و سيما برخوردار است. در نهايت ميتوان گفت با توجه به اينكه انتشار اينفراخوانها براي روابط عموميها به نوعي ارائه الگو و جهتدهي آنان براي اجراي فعاليتهاي صحيح درروابط عموميها محسوب ميشود جا دارد تأمل و اقدامات كارشناسي بيشتري براي جامعيت آنصورت پذيرد.
*
سيد شهاب سيدمحسني - کارشناس ارشد ارتباطات
Posted by s.mohseni at
05:29 PM
|
Comments (299)